| |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
در شادی من شریک باش ای ساعت
در فکر لباس شیک باش ای ساعت
تعجیل بکن ، دلم برایش تنگ است
کم عاشق تیک و تاک باش ای ساعت
همیشه در ریاضیات ضعیف بودم
سالهاست دارم حساب می کنم چگونه من بعلاوه ی تو ، شد فقط من
اگر تنهایی ام چشم مرا بست
اگر دل از تنم افتاد و بشکست
فدای قلب پاک آن عزیزی
که در هر جا که باشد یاد ما هست
قدِ تو به عشق نمی رسید
غرورم را زیر پایت گذاشتم تا برسد
اما باز هم نرسید
گـفـت : بـگـو ضـمـایـر را
گـفـتـم : مــَن مـَن مـَن مــَن مَــن مــَن
گـفـت : فــقـط مــن ؟
گـفـتـم : بـقـیـه رفـتـه انـــد . . .
دگر درد دلم درمان ندارد
مسیر عاشقی پایان ندارد
مرا در چشم خود آواره کردی
نگاهت دور برگردان ندارد
رشته ی محبت را باید به ضریح دلی بست
که خیال کوچ کردن نداشته باشد
دلم درد می کند
انگار خام بودند
خیال هایی که به خوردم داده بودی
یارم از بهر فراقت به کجا سر بزنم
شوق دیدار تو دارم ، به کجا پر بزنم ؟
امان از این بوی پاییزی و آسمان ابری
که آدم نه خودش میداند دردش چیست
و نه هیچ کس دیگر
فقط میداند که هرچه هوا سردتر میشود
دلش آغوش گرم می خواهد
نیمه ی گمشده ام نیستی
که با نیمه ی دیگر به جستجویت برخیزم
تو تمام گمشده ی منی
شاید با هم بودن سخت تکرار شود
اما به یاد هم بودن را هر لحظه میتوان تکرار کرد
بی سر و پایم سر و پایم توباش
مانده ی راهم ره و هادی تو باش
گر برهند عالم و آدم ز من
آبر و عزّت و جاهم تو باش
در دلم حس غریبی ست که یک مرغ مهاجر دارد
و چه اندوه عجیبی ست که در خلوت دل
یاد یک دوست نباشد که تو را غرق تماشا سازد
قلبم تهی ز شوق و رنگ
قلبم را جنگ آب و نهنگ
قلبم تباه ز تاریکی و ننگ
قلبم مرده درآغوش سنگ
پاهایم را که درون آب می زنم
ماهی ها جمع می شوند
شاید این ها هم فهمیده اند
عمری طعمه روزگار بوده ام
بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی؟
دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی؟
آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو
زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی؟
رمز عبور را فراموش کردم ؟ ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 410
بازدید هفته : 502
بازدید ماه : 484
بازدید کل : 187424
تعداد مطالب : 2226
تعداد نظرات : 13
تعداد آنلاین : 1